محمد اعظم خان ( ناظم جهان )
81
اكسير اعظم ( فارسى )
بغشى گردد و لين ملاحظه قوت نمايند كه غشى طارى نگردد زيرا كه غشى بسيار مضر است صاحبان اين علت را موجب اجتماع سقوط قوت و عسر نفس است و خصوصاً كسانى كه نتوانند غذا تناول نموده و لا سيما كسانى را كه تب باشد و نيز واجب است كه رعايت نمايند در امر فصد امرى ديگر را نيز و آن اين است كه بسا است كه سبب غلبه خون در خوانيق احتباس خون مىباشد خصوصاً كسانى كه را كه معتاد باشند به اخراج و سيلان خون مانند خون حيض و بواسير در مثل چنين كس واجب است كه فصد در جانب احتباس باشد مانند فصد صافن و حجامت ساقين پس هرگاه خون بسيار گرفتند مرض ايشان در همان ساعت تسكين بايد و بسا است كه محتاج با ماده فصد روز ديگر آن ميشوند در حقيقت اگر قوت برداشت مدافعت فصد تا ظهئر نضج نمايد بهترين تدابير است با بقاى قوت در بدن و حصول استفراغ از نفس ماده مرض اقتصار نمايند بر ارسال متواتر چند روز از خوردن ده درم يا پنج درم كه تنفس مسهل كند و همچنين در استعمال غراغر تأخير كنند اگر در اينجا امتلا باشد و از غراغر خوف جذب باشد بلكه غراغر بعد تنقيه استعمال نمايند . و گويند غرغره با آب برگ گياهى كه بشيرازى شبلاغ نمايند بسيار مفيد مجرب است و اكثر چيزى كه شناخته مىشود با آن دقت ابتدا و انتها و تزيد و انحطاط و خناق حال از داده و كمثرت و دشوارى آن يا وقوف آن يا انحطاط و آسانى آن است مادامى كه در تزيدست و ضرورت داعى نيست بايد كه فصد بالغ ننمايد بلكه اقتصار نمايند بدفعات و تفاريق ده پانزده درم خون گرفتن . و اگر خناق به مشاركت عضوى و مرضى ديگ يا امتلاى جميع بدن نباشد بلكه ماده در ناحيه حلق تنها باشد و خوف وصول مدو تازه بدان نباشد در اين هنگام جائز است كه فصد ننمايند بلكه اقتصار بر حجامت ننمايد اگر ضرورت باشد و از بدن او اسباب تحليل محتاج به بدل ما يتحلل كثير را دور دارند و غذا منع كنند تا بدن او خون را در اعتدال استعمال نمايد و او را از طرف ورم برگرداند و بعد از آن متوجه تحليل و انضاج آن كردن . و اگر بدن محتاج به غذا باشد و غذا از گلو فرو نرود بايد كه به زودى فصد رگ زير زبان نمايند تا اندك گلو گشاده گردد خصوصاً كه عروق زير زبان ممتد برآمده باشند . و همچنين در هنگام غلبه خون در جميع بدم در ميان فصد بتفاريق فصد زير زبان مجوز و نافع است و بسا است كه محتاج ميگردند به فصد وداج و شرط زدن بر زبان و حجامت ساق كه بسيار نافع است . و كسانى كه معتاد بخوانيق باشند بايد كه قبل از حدوث آن هنگام ظهور امتلا و اول فصل به ربيع فصد نمايند و از اشياى شديد النفع مبادرت با استعمال حقنههاى قويه و يا فتيلههاى قويه است مگر هنگامى كه تب مانع باشد كه در نيوقت حقنه قوئى جائز نيست بلكه اقتصار حقنههاى لينه يا فتيلههاى لينه نمايند بر اطراف نطول سازند و به طريق طوق چيز پشمى بر گردن ببندند خصوصاً از صوف كه به روى زوفاى رطب باشد و چند روز در زيت و يا در روغن بابونه خيسانده باشند كه ملين و مسكن وجع است و در او اخر جواذب مخلوط نمايند بهنگامى كه اين تدابير نفع نبخشد و آن مانند بوره خردل و قسط جيدبيدستر و كبريت و مراهم قويه محمره ايضا عسل بلادرست و هر آنچه باعث تنقط و آبله گردد . و بايد كه اقتصار نمايند از اغذيه تا روز سوم بر سكنجبين با شراب عسل پس به تدريج به ماء الشعير مع بعض اشرب لذيذه پس بزرده بيضه مرغ برسند بعده چون بلع آسان گردد حريره خندروس و در آخر حريره از منضجات و محللات استعمال نمايند و چون بلع دشوار گردد و محجمه بر گردن گذارند بر مهره دوم از مهرههاى گردن و يا محجمه نارى نهند زيرا كه به سبب انجذاب محجمه اندكى منقد گلو گشاده گردد و چيزى رقيق فرو رود و چون چيزى خورانيدند محجمه را بردارند . و اگر چند شرط زده اندكى خون بگيرند و يا محجمه بر ذقن و زير خلق گذارند خوب است بعده يك محجمه بلاشرط بر وسط رأس و ايضا محاجم بر ذقن و كاهل گذارند جهت آنكه همه اينها باعث جذب ماده بخلاف جهت و تقليل آنند و ماليدن كتفين به قوت نيز باعث توسيع حلق است . و اگر پنبه پاكيزه بر سپر چوب خير ران و يا غير آن پيچيده در حلق داخل نمايند تنقيه مجرا و توسع آن نمايد و يا نبوبه املس از طلا و يا نقره در حلق داخل نمايند تا از مجراى آن فى الجمله نفس برآيد و همچنين هرگاه ضيق نفس شدت نمايد لا بد است از وضع محاجم بر گردن و گاهى در توسيع بلع و نفس غمز اكتفاف و به قوت نفع مىكند اما ادويه در ابتداى قوابض بايد خصوص در دموى و افضل قوابض او جوهر لطيف باش كه با آن غوص كند و از تجربه ثابت شده كه قوابض مخلوط مركب نافعتر از مفرط بسيطاند و بسا است كه در اوائل مر وجع اشتداد مىيابد محتاج ميگردند بخلط ادويه مسكنه و ملينه مانند شرب بنفشه بنفشه و فانيذ و شير تازه و لعاب بزر كتان و ميفختج به ادويه قابضه و اگر سبب آن كثرت انصباب مواد حاره باشد باكى نيست از اختلاط ادويه محلله با آنها . و اگر ماده بسيار در انصباب نباشد و ورم نيز قوى نباشد لا بد استعمال مازو و نوشادر نمايند جهت منع و تحليل ماده به قوت رادعه محلاه . بعضى گويند كه اگر به هيچ تدبيرى از تدابير مذكوره دفع خناق نگردد